تبليغاتX
عالم خیالی من
ای لعنت به ...

در حال چیدن لیوانها توی سینی هستم، به این فکرم که مایه ای که می خواهم تویشان بریزم به همه می رسد یانه .بابا جانماز می خواهد .مجید یک لیوان آب  .مامان دنبال پارچه ای برای پاک کردن گندکاری های عرفان  بچه خواهرم از روی سرامیک است .صدای محمود هم هست که می گوید:َََََ  " دیدی مینا دیدی گفتم دو سر پل جانبازان به هم نمی رسد این هم خبرش تایید شد"

یکی از لیوانها نصفه پرشده ،نماز را خیلی وقت است نمی دانم جای جانماز را هم .لیوان خالی کجاست ؟!.دسمال ها چطور ...

ای لعنت به این پل جانبازان آخر به من چه  که "خبر آن لاین "گزارش داده دو سر  پل جانبازان به هم نمی رسد  !!!!!!!!!!!!!

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت   توسط مینا قدیم   |