اینروزها توی هر محفلی بری و سر و گوشت توی هر رسانه ای که باشه،توی هر صف وخلاصه هرجاکه چند نفر جمع باشن حتی توی ارایشگاههای زنانه صحبت از انتخابات و یکسری تحلیل و تفسیرها در مورد انتخاباته،که وقتی جمعشون می کنی می بینی برای هیچکس هیچی روشن نیست اما حتما یاد هممون هست که چطور یکسال مونده بود به روز انتخابات ریاست جمهوری در امریکا همه حتی پیرزن هفتاد ساله توی روستا هم می دونست که نامزدهای ریاست جمهوری امریکا کیا هستند .باور کنید یک نمونه از این مورد رو خودم با گوش های خودم توی روستایی به نام ضیابر از توابع شهرستان صومعه سرا شنیدم .نمی خوام جامعه خودمون رو با امریکا مقایسه کنم و بگم مثلا چرا ما اینیم و آن نیستیم
اما چیزی که اینروزها بدجوری توجه ام رو جلب کرده رفتارها و موضع گیری ها و تحلیل های عده ای از باصطلاح دانش آموختگان و اهل فکر و اندیشه است .یک عده از این افراد در عرض چند ماه به اصطلاح خودمونی شصت جور چرخیدند مثلا اول گفتند تحریم ،بعد گفتند نوری بیا و خاتمی نیا .نوری که وضعش معلوم نشد و هنوز هم نیست شروع کردند در مدح خاتمی گفتن .خاتمی که اومد ذوق کردند و وقتی رفت حالا ندای میرحسین سردادند بدون اینکه بدونند یا حتی بخوان بدونند که این یکی یکدفعه چطور اومده چه برنامه ای داره و چرا حالا اومده چه جور اصلاح طلبی هست که توی همین استان خودمون اصولگراترین چهره ها برای برپایی ستادهاش رایزنی می کنن !!!باز هم بگذریم در واقع می خواستم به بعضی از دوستان انتخابات دوره گذشته رو یادآوری کنم که چطور با دستپاچگی اول همه از هاشمی عبور کردند و بعد که داشتند به پرتگاه سقوط می کردند چنک به اباش انداختند .ما ایرانی ها که عادت داریم همه کارهامون رو دقایق آخر انجام بدیم واین کاندیداهای ماهم که هنوز سه ماه مونده به انتخابات معلوم نیست کی می خواد چی کار کنه پس به نظرم ما کاسه داغ تر از آش نشیم. یه مقدار به خودمون وقت بدیم ما که مشکلمون فقط جمع کردن گشت ارشاد نیست !!!ْ
1ـبابا رفت یدونه ماهی قرمز بخره برای سفره هفت سین پولش رو داد با دو تا گونی سیب زمینی برگشت
هفت سینمون ۷تاسیب زمینی بود!!!!
2ـدلم لک زده برای بابایی که دهنش بوی پیاز بده !!!!
3ـ همه خونواده کلاه قرمزی امسال اومده بودند بجز پسرعموش که توی جنگ وزیربود !!!