دیروز عصر برای دیدن مجسمه های برفی کسانی که در جشنواره «مجسمه های برفی » شهرداری شرکت کرده بودند به پارک قدس رفتیم .از شب قبل که خبر برگزاری این جشنواره را از اخبار شبکه باران شنیده بودم حسابی خوشحال بودم چون می دانستم که مردم شهر ما چقدر تشنه دور هم جمع شدن و شادی کردن هستند.
همانطور که پیش بینی می کردم ،پارک قدس روز چهارشنبه مملو از جوانان سرزنده وجمعیتی با شور وصف ناپذیر بود.تمام محوطه پارک پر از گروههای مختلف کودک و پیر و جوان بود که با ساده ترین ابزاراز پیکره قهرمانان اساطیری ،بناهای تاریخی ومذهبی تا سرویس بهداشتی برفی را خلق کرده بودند . و گاهی آدم می ماند که داورها از بین آن همه خلاقیت ها چطور می توانند ده نفر را انتخاب کنند .شاید اگر یکی از کسانی را که قرار بود آثر برتر را انتخاب کند در آنجا می دیدم حتما این سوال را از وی می پرسیدم، اما افسوس که اگر چه یک ساعت بعد از پایان وقت ،در پارک و دور مجسمه ها چرخ زدیم اما اثری از داور نبود.
از هر گروهی می پرسیدم با کلافگی ،گویی که منتظر دردو دل کردن در این خصوص باشند ،می گفتند، انگار باز هم سر کار بوده ایم !
اکثرا از تاخیر اتفاق افتاده ابراز ناراحتی می کردند و البته بعضی ها هم همچنان سرخوشانه آمدن یا نیامدن داورها را بی اهمیت می دانستند و می گفتند مهم این بود که ما تفریح کردیم و باعث تفریح دیگران شدیم !
خیلی دلم می خواست بدانم این ماجرا چطور تمام می شود ،نمی دانم داورها بلاخره کارها را در روز چهارشنبه بازدید کردند یا نه ؟افسوس که سرما امانمان را بریده بود و بیشتر از آن نمی توانسم در پار ک بمانیم.
در تمام راه بازگشت ،خدا خدا می کردم که تاخیر داورها بیشتر از آن طول نکشد چرا که دیده بودم بعضی از گروهها که خیلی زودتر از ساعت شروع مسابقه که ساعت 10 صبح بود در پارک حاضر شده بودند ،چطور از شدت سرما و خستگی عطای انتخاب شدن را به لقایشان بخشیده بودند.
هنوز خبری از پایان جشنواره در هیچ سایت و وبلاگی نخوانده ام و نمی خواهم بر اساس همان یک ساعت تاخیری که شاهد بوده ام کار شهرداری و اداره فرهنگ و ارشاد را قضاوت کنم.امیدوارم لحظاتی بعد از خروج ما از پارک انتظار شرکت کنندگان نیز بسر رسیده باشد و آنها که واقعا زحمت کشیده بودند با دست پر به خانه باز می کشتند !!