تبليغاتX
عالم خیالی من
نگاهی به نبرد اینترنتی چپ و راست در گیلان

اگر چه هنوز روزهای  زیادی به فرارسیدن آزادی تبلیغاتی کاندیداهای انتخابات مجلس هشتم باقی مانده اما برخی از گروههای سیاسی و افراد مستقل دیر زمانی است که فعالیتهای تبلیغاتی خود را  علنا  آغاز کرده اند.

 اگر از حضور سران احزاب سیاسی کشور و چهره های  فعال این عرصه  طی روزهای اخیر در گیلان وبرگزاری منظم نشست های گروههای مختلف سیاسی بگذریم و اینها را به حساب گرم کردن موتور گروهها برای یک رقابت سخت بگذاریم ،از رویکرد جدیدی که برخی در تبلیغات  انتخابات آینده ،پیش رو  گرفته اند  نمی توان گذشت ؛ این رویکرد ورود به بستر ارتباطات الكترونيكي ویا در واقع تبلیغات اینترنتی است.

کافی است ایروزها گذرتان  به دنیای مجازی باشد که ببینید گروهها چه مصرانه به دنبال بازکردن جایگاه خود در میان کاربران اینترنتی هستند.و در این کارزار از هیچ ترفندی فروگذار نیستند.از انتشار پوسترهای تبلیغاتی به سبک رایج دنیای اینترنت تا  جعل اسامی و ثبت وب سایتها و وبلاگ ها برای انتشار مطالبی در راستای تخریب رقیب همه و همه نشان ازکشف و دستیابی گروههای مختلف سیاسی استان به میدان نبردی بی انتها دارد .میدانی  که گویا هیچ کس را یارای و یا حتی تصمیم برای برخود با آن نیست چه آنکه برای ورود به بستر ارتباطات الكترونيكي بين المللي يك عبارت كوتاه و يا مختصر به عنوان آدرس الكترونيكي کافی است .

 واحدهاي ارتباطي گروههای سیاسی گیلان اما اگرچه به خوبی دریافته اند که نمي توانند از شناخت ودقت نشر دراینترنت  غافل بمانندو هر نوع غفلت در اين زمينه موجب كاهش سطح ارتباطي در شرايط جديد مي شود،اما متاسفانه از این امر غافل مانده اند که این  میدان نبرد نیز تماشاگرانی دارد که از جنگ ناجوانمردانه  و از مبارزانی روی پوشیده به انزجار می رسند. واین اعمال نه تنها نتیجه مطلوب تبلیغات را با خودبرای یک گروه سیاسی خاص  ندارند که در وسعتی وسیع تر به دوری جستن مخاطبان از عرصه مشارکت و تعیین سرنوشت خود خواهد شد چنانکه برنامه های  سالهای متمادی حکومت برای جلب مشارکت مردم را دچار خدشه می کند.

پرده دری ها ورازگشایی ها و  دادن نسبت های ناروا به صورت پنهان و آشکار راه مناسبی برای یک تبلیغات سودمند نیست و عجیب ودور از انتظار است که  مردان و زنان سیاسی  یک استان که پیشینه ی فرهنگش همیشه تنها  مایه مباهات مردمان آن بوده ، از یک امکان وسیع چنان بهره برداری بیهوده ای داشته باشند.

بجاست حال که مردان سیاست این استان درچنین  میدان  بی انتها یی نبرد را آغازیده اند  اصل اول مبارزه جوانمردانه را که همانا مقابل هم بی هیچ چهره پوشی ایستاندن باشد را در خاطر نگاه دارند.

هرچند که می شد از این امکان نه به عنوان میدان نبرد که به عنوان یک امکان برای مذاکره و اعلام برنامه ها و خط مشی ها بهره جست .

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/29ساعت   توسط مینا قدیم   | 

مصائب این دیار

چند روز پیش بعد از تعطیلی کلاس با اینکه هوا و زمین خیس خیس بودند، هوس پیاده روی زد به سرم .دوستی  که همراهم بود چند سالی از من کوچکتر و البته در حال هوای دوران جوانی و دانشگاه سرمی کرد .خواستم لحظاتی ،خالی از دغدغه ها و روزمرگی ها شاد سر کنم ،سر به هوا و دل به آسمان داده با قدم های درشت گام برمی داشتیم که ناگهان  جایی در حدفاصل بین  فرهنگ و چهارراه پورسینا که زمین زیر پایم خالی شد و همه خوشی هایم را در خود فرو کشید و جای آن یک دنیا ترس و درد در دلم نشست واز  خیال اینکه اگر در آن چاه فاضلاب می افتادم چه بر سرم  می آمد ،گریه ام گرفت. نه از مرگ که از به سوگ نشستن عزیزانم ومحمود که در خانه انتظارم را می کشید...

خدا می داند آن روز چطور به خانه رسیدم چون در تمام راه داشتم به هر چه سیاست ،سیاستمدار لعنت می فرستادم . همان ساستمدارانی که فقط از ما رای می خواهند تا  قدرت  بگیرند.و آن وقت اگر هزارنفرمان در روز از  چاله چوله های این شهر  به زمین خورد ه و  بمیرد  حاضر نیستند یک قدم از منافع حزبی وجناحی خود دست بردارند .

جایی  نوشته  بودم که ما گیلانی ها  منافع فردی مان به منافع عمومی می چربد و آن وقت مدعی العموم پیدا شده بود که ای داد و فغان  ،نشر اکاذیب شده است و به گیلانی ها توهین و هر آنچه  مصداق آورم مقبول نیفتاد اما به راستی خودمانیم  و خودمان ،کسی هست که بتواند خلافش را ثابت کند

آن از سیاست وحرب بازی مان که  بازیگرانش تا وقتی رییس هستند واز نردبان آن سیاست و حزب بالا می روند مشکلی نیست  اما همینکه صحبت از ریاست کس دیگری شد  قافله را به باد می دهند با رازگشایی ها و پرده دری هایشان .

آن از مدیریت مان که هر آنکه از بیرون آمد آنقدر می ماند که خودش خسته شود وباری را که بسته به دوش بگیرد و رهسپار دیار خود شود اما آنکه از داخل می آید هنوز بر کرسی مدیریت ننشسته  صدای رسوایی اش گوش فلک را کر می کند و رهسپار کنج خانه .

آن از عمران آبادی مان ؛اگر  یک پل روگذر و زیر گذر وپهلو گذر و یک تقاطع در جای دیگر (زیاد بگیرم ) دوسال نه سه سال  بنا می شود اینجا آنقدر طول می کشد که هنوز کار تمام نشده ،ترمیم می شود و باز ترمیم .

قصه شورا و شهرداریمان  که عالم و آدم دانند که  این  منتخبان مردم  چنان پوستشان ترکیده که هیچ ابا ندارند از فریاد  سهم خواهی ......

 

می شود ساعت ها نوشت  از آنچه که در این استان سبز می گذرد اما .... بگذریم  هر چند که  این صدا رهایم نمی کند که می گوید  «بگذریم  که  به کجا برسیم. بگذریم  که عاقبتمان غرق شدن در گنداب شهر باشد».. !

 اما چه از دستمان بر می آید جز نالیدن !

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/27ساعت   توسط مینا قدیم   | 

برای دوستان منتقدم !

 1-هفته گذشته هفته خیلی خوبی بود چراکه بازار سخنرانی های حزبی و سیاسی توی گیلان  داغ بود وبه لطف برگزارکنندگان این مراسم ها موفق به دیدار چندی از دوستان و یاران قدیمی شدم .دوستانی که دسته ای از آنها  ازدیدن دوباره من توی این محفل ها ابراز خرسندی و البته تعجب می کردند و مشوقم می شدند که کار روزنامه نگاری رو رها نکنم   بعضی ها هم که البته کنایه می زدند که چون دوره دولت احمدی نژاد و سختگیری ها بوده من ترسیدم وتوی خونه قائم شدم .ومشغول شوهرداری .

توی اون شلوغی ها نمی شد که جواب هیچکدومشون رو آنجوری که باید ،بدم این بود که تصمیم گرفتم چند خطی اینجا درباب این موضوع بنویسم شاید اگر گذر این دوستان به اینجا افتاد حرف های من رو هم بشنون .

2-یکی از دلایل عمده ای  که چند وقتی ترجیح دادم بیرون از نشریات باشم این بود که جمعی که سالها با هم کار کرده بودیم به تدریج از هم جدا شد.جمعی که تا حد زیادی همفکر و هم مسلک بود روزنامه نگاری رو  نه به عنوان یک منبع درآمد بلکه به عنوان کاری که روحشون می طلبید ،نگاه می کردند.بعد از آن جمع ، تحریریه های چند روزنامه دیگر را هم تجربه کردم اما نه تنها ذره ای  از این روحیه ،که تقریبا هیچ عشقی در کار ندیدم .خیلی وقتها خواستم در کنار آنها بمانم و خودم باشم _نمی دونم چنین تجربه ای داشتین یانه ؟_ اما واقعا نتونستم .شاید فکر کنید آدم خودبینی هستم اما باورکنین توی بعضی از این تحریریه ها (که البته هیچ نشانی از تحریره واقعی )نداشتند چنان جو مسموم و بازار زیرآبزنی داغ بود که کسانی که آنجا کار می کردند حتی از سایشون هم می ترسیدند.این حالات رفتاری البته در کنار این بود که از  کار حرفه ای یا حتی تلاش برای حرفه ای شدن در آنها خبری نبود که  بعضی هاشون چنان دچارروزمرگی بودند که آدم از هر چه رسانه مکتوب بدش می اومدو اینها همه در کنا ر این مساله بود که حقی رو که برای فکر و تحریرت درنظر می گرفتند گاهی صفر و گاهی هم اونقدر ناچیز بود که گرفتنش رو خیانت و توهین بزرگی در حق قلمت می دونستی .بعضی از دوستان می گفتند در کار روزنامه نباید به پول فکر کنی! اما من  همیشه با این فکر مشکل دارم چرا که  خودم می دونم برای کارم هزینه می کنم  ناچیزترینش  استهلاک کامپیوترم هست که باهاش مطالبم رو تایپ می کنم ...اونوقت چطور می تونم ببینم دریافتی کسی که در   شکم مدیر مسئولم چای می ریزه چند برابر منه و بازهم اینها همه در کنار اینه که بارها چه علنا و چه درخفا می بینم و می شنوم که  برای مدیر مسئولی که باهاش کار می کنم  هیچ چیز جز آگهی ارزش نداره وحتی اگر از فرسنگ ها دورتر بوی خطری به مشامش برسه تنبانش رو به سرش می کشه !

مطمئنا بعضی از دوستان خودشون با وضع و احوالات موجود بیشتر آشنا هستند .من همیشه گفتم و به این موضوع اعتقاد دارم وبه قیمت فراموش کردن روزنامه نگاری و فسیل شدن در کنج خانه، حاضرم به آن لذت هایی که سالهای گذشته در  عرصه روزنامه نگاری این استان بردم خدشه ای وارد نکنم !  

این روزها ترجیح دادم بیشتر بخونم واون وقتی رو که قراره مفت و رایگان در خدمت مدیر مسئولان پولپرست استان باشم رو صرف یادگیری و آموختن کنم .به این امید که شاید روزی تحریریه ای رو پیدا کنم که در آن روزنامه نگاری به معنای واقعیش جریان داشته باشه ،جمعی که چیزی از در کنارشون بودن نصیبم بشه و چیزی به دانسته هام اضافه کنن ....

2 نوشته شده در  شنبه 1386/09/17ساعت   توسط مینا قدیم   | 

۱ـچند وقتی بود نمی تونستم مطلبی توی وبلاگم بزارم امروز به قیمت یک نهارو یک زرشک پلو درست کردن یکی از دوستان مشکلش رو برطرف کرد !(متشکرم داش سیا !)

۲ـاین یکی از ژیام های خصوصی بود که توی روزهای اخیر برام ارسال کردند :مینا خانم این خبر تو یکی از سایتهای خبری درج شده بود .جریان چیه
تشكيل شوراي راهبردي وبلاگ نويسان اصلاح طلب گيلاني با حضور علي انجم روز،مينا قديم،آرش بهمني،كوهزاد اسماعيلي،بابك جاهد منش،فاطمه صابري،سيامك قلي زاده و بابك مهديزاده در يكي از ساختمانهاي احزاب اصلاح طلب شروع بكار كرد.
اگه خبریه ما رو بی خبر نزار !

آخر اینکه اصل خبر رو به شدت تکذیب می کنم اما نظرم اینه که فکرخیلی خوبیه !البته بدون  یک نفر از این گروه که اگه باشه مطمئنم عضو این گروه نمی شم  

تا بعد

2 نوشته شده در  شنبه 1386/09/17ساعت   توسط مینا قدیم   |