تبليغاتX
عالم خیالی من

عالم خیالی من

یادداشتهای مینا قدیم

بدون تیتر

وارد اتاق شدم . میز وصندلی های جلسه جایشان را داده بودند به مبل ها .این کار را احتمالا برای راحت بودن ارباب رجوع ها دستور داده بود انجام دهند . جواب سلامم را مثل همیشه نداد و در همان حالت که خم شده بود روی کیبورد کامپیوتر خواست که بنشینم .همین کافی بود که دلشوره بگیرم .توی ذهنم همه کارهایی را قرار بود در طول هفته انجام دهم مرور کردم .همه چیز درست بود.بعداز چند دقیقه صندلی اش تاب خورد وبرگشت اما اینبار چشمش روی کارتابل بود و دستش تند تند امضا می کرد .می خواستم بگویم «حاجی با من کاری داشتی »که خودش پیشدستی کرد و پرسید «چه خبر خانم قدیم !» همچنان نگاهش به من نبود .گفتم :سلامتی .

احساس کردم صدایم لرزیده.پس دیگر حرفی نزدم . نفهمیدم از کجا کاغذی برداشت و به طرفم گرفت .کاغذ را از دستش گرفتم .مثل نامه های معمول اداری همیشگی نبود .چند خط اولش را خواندم .خطاب به یکی از مقامات بالا دست نوشته شده بود.خواندن نامه که تمام شد   احساس کردم   خون تمام نقط بدنم جمع شده توی سرم . گفتم حاجی آخر پیدا نکردید این نامه ها را چه کسانی می نویسند . گفت :«چرا ؟اما ...» از وقتی که او آمده بود خیلی چیزها توی اداره تغییر کرده بود .

اهل ریسک کردن بود.اعتقادش گذاشتن آدم های کاری و غیر وابسته در راس امور بود و تغییراتی هم که می داد بر اساس همین اعتقاد بود .اینها را روزی که در خصوص  واگذاری مسئولیت روابط عمومی با من صحبت می کرد، گفته بود.اما این اعتقادش به مذاق خیلی ها خوش نیامد. جمعی از آن خیلی ها کار نمی کردند و جمعی هم شروع کرده بودند به گزارش نویسی علیه او برای مقامات. وخیلی  خیلی بی شرمانه عمل می کردند.هر چیزی را دست آویز می کردند  واین نامه ای که اولش گفتم یکی از آن گزارش ها بودکه مسئول روابط عمومی بودن یک خانم (که من باشم )را کاری وقیح از سوی مدیر می دانست وبا نسبت دادن دروغ هایی بی شرمانه سعی در اثبات عدله خود داشتند.

به هر ترتیب  حاجی آن روز دنبال راهکار بود و یکی از راهکارهایش هم گرفتن مسئولیت از من بود و دادن آن به دیگری .هنوز هم نمی دانم چرا اینقدر راحت پذیرفتم علی رغم تلاشهای فراوانی که در نه ماهه گذشته برای نشان دادن اینکه یک خانم هم می تواند با وجود کاستی ها و کمبودها با کمترین امکانات در یک محیط خشک و مردسارانه موفق ظاهر شود،کشیده بودم .

شاید کمی دیرتر از آنچه که در نه ماه مسئولیتم در روابط عمومی اداره کشیدم ، بنویسم .  

تا بعد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/23ساعت   توسط مینا قدیم   | 

خبر و نظر

کی و چرا و به چه دلیل و چگونه ...

یکی از مسئولان فرهنگی استان اعلام کرد در ايام نوروزطرح فروش بلیط نیم بها اجرا شده و  ۱۱هزار بليت نيم بها در سينماهاي استان فروخته شده است .

"این مسئول اعلام کرده  اين طرح به مناسبت نوروز و با هدف حمايت از سينماداران، علاقه‌مندان به اين مكان فرهنگي و ترغيب مردم براي رفتن به‌سينما صورت گرفته است و.اعتبار هزينه شده براي اجراي اين طرح ‪ ۵۵ميليون ريال بوده است. وي تصريح كرده که پيش از سال جديد قرار بود اين طرح از اول تا پنجم فروردين ماه سال جاري به اجرا درآيد، اما بدليل استقبال مردم تا پانزدهم فروردين ماه سال جاري ادامه ``پیدا کرده و ادامه داده  سهميه بليت نيم بها براي سينماهاي رشت تا سقف يكهزار و و۲۰۰بليت و براي شهرستانها ‪ ۸۰۰بليت بوده است.

چقدر خوب می شد که این مسئول اعلام می کرد سینماهای رشت چه روزهای نیم بها می فروشند آخر اگه همان شنبه ها باشد بنده به عنوان فردی پول دوست که تمام عید را کشیک داده تا شنبه روزی( که قبلا اعلام شده بود در این روز سینمها نیم بها هستند) برود این فیلم اخراجی ها که تعریفش گوش فلک را کر کرده بود ببیند،شهادت می دهم که در عید هیچ بوی از این طرح نبود .اگه می خواهید می توانم ته بلیطی را که هزار تومان پولش را داده ام وبرای درس عبرت بودن نگه داشته ام رو کنم .

راستی خوب شد یادم آمد این دوستان بخش فرهنگی روزنامه وقت کردند برای ادامه حیات روحیه فیلم دوستی و فرهنگ پروری خانواده ما  کمی از این مسئولان سوال کنند بلیط سینما از کی و چرا و به چه دلیل و چگونه شده 1000 تومان .اینکه چه روزهایی نیم بها می شود راهم سوال کنند !

 

نوبل استقامت برای كارگران الكتريك رشت!

گویا نمايندگان كارگران الكتريك رشت، با ارسال نامه‌‏اي به دكتر "ميركوهي", معاون حقوقي و پارلماني دادگستري، خواستار رسيدگي به وضعيت شركت الكتريك شدند.
 
در اين نامه آمده است‌‏: در جلسه مورخ 20/12/85 در تهران كه به رياست جناب‌‏عالي در ارتباط با دستور اكيد رياست جمهوري اسلامي ايران ( دكتر احمدي‌‏نژاد ) در مورد رسيدگي به وضعيت شركت الكتريك رشت تشكيل شد، در خاتمه آن جلسه‌‏, اجرايي شدن امر اقاله مصوب گرديد و قرار شده بود تا قبل از پايان سال 85 در جلسه‌‏اي ديگر، متولي شركت بين 2 ارگان سازمان بازنشستگي كشوري و وزارت صنايع و معاون مشخص و مديري جهت انجام تغييرات در شركت مستقر شود.
نمايندگان كارگران الكتريك رشت در اين نامه تاكيد كرده‌‏اند: اكنون با گذشت حدود يك ماه هيچ اطلاعي از تشكيل جلسه فوق به دست ما نرسيده و معلوم نيست اين همه تعلل و كم‌‏كاري براي چيست و چه كساني از تنش كارگري سود مي‌‏برند.
در پايان نامه آمده است: اميدواريم با پيگيري سريع و تماس‌‏هاي مجدد آن جناب با مقامات مسوول، براي ما روشن شود سر به بالين چه كسي داريم، در غير اين صورت به ناچار به همراه همكاران كارگرنمان با مراجعه به تهران و تجمع در دفتر رياست‌‏جمهوري اسلامي ايران، پيگيري قضيه و حل سريع مشكل فوق را خواستار خواهيم شد.

فکر نمی کنید حق  این کارگران شرکت الکتریک به جای حقوق معوقه شان  نوبل استقامت ،نوبل بیشترین تجمع ،نوبل بیشترین نامه نگاری، نوبل پیگیری و خلاصه چندین و چند نوبل دیگر باشد.....

 

هشدار برای بلوتوث بازان !  

یکی بود و یکی نبود .دختری بود به اسم عسل که  ‌٢٠ سالش بود ورابطه چهار ساله ای  داشت با پسری به  اسم  نيما ‌٢٧که  سالش بود  با هم  و قرار ازدواج گذاشته بودند .روزی آقا نیما به اعتبار 4 سال دوستی گویا  از عسل تقاضاي عكس مي‌كنه  و عسل نيز تصاويري را به وسيله‌ي پيغام تصويري (BLUE TOOTH) به نيما ارسال مي‌كن]  

به گفته وکیل عسل خانم : نيما بعد از دريافت اين تصاوير(
BLUE TOOTH)، به عسل خيانت مي‌كند و ابتدا آن تصاوير را بين دوستانش سپس در سطح شهر و اطراف آن به وسيله‌ي پيغام تصويري پخش مي‌كند و نيروي انتظامي از اين قضيه مطلع و جريحه‌دار شدن عفت عمومي را به دادسراي عمومي بندر انزلي اعلام مي‌كند.
بلاخره پای این عاشق و معشوق به دادگاه می رسه فراهم كردن موجبات فساد به عسل و اتهام داشتن رابطه‌ي نامشروع و تشويق مردم به فساد و فحشا به نيما تفهيم شد اما آقا  نيما در همان روز با داشتن قرار بازداشت موقت آزاد شدو  عسل خانم با قرار بازداشت موقت همچنان در زندان سر مي‌کند.بر اساس حكم صادره از سوي شعبه‌ي ‌١٠١ دادگاه جزايي بندر انزلي عسل به دو سال زندان و تحمل ‌٩٩ ضربه شلاق و دو سال منع اقامت در بندر انزلي و نيما به تحمل ‌٩٩ ضربه شلاق به اتهام داشتن رابطه‌ نامشروع محكوم شده است.
نتیجه اخلاقی اینکه خطر  «بولوتوث بازی »هم به اندازه خطر رعایت نکردن مقررات ایمنی در استفاده از برقی و گاز و عدم رعایت قوانیین راهنمایی و رانندگی هست  .وقتشه چند تا انیمیشن هشداری  و یک بابا بلوتوث (بروزن بابا برقی ) یا داش سیا هم یکی بسازد.

 

در راستای فرود هواپيماي دچار نقص  در جاده رشت

يك هواپيماي بخش خصوصي كه روز جمعه به دليل نقص فني در جاده رشت انزلي در بخش خمام مجبور به فرود اضطراري در جاده شده بود، به فرودگاه رشت منتقل شد.

"مهدي رمضاني درويش" مديركل سياسي و انتظامي استانداري گيلان روز شنبه به ايرنا گفت: يك دستگاه هواپيماي آموزشي دو نفره از فرودگاه پيام كرج به گيلان پرواز كرده بود كه در هنگام برگشت در جاده انزلي خمام براثر نقص فني فرود آمد و پس از فرود به حاشيه جاده اصلي هدايت شد.

وي افزود: در فرود اين هواپيما مشكل خاصي پيش نيامد و به كسي و يا به وسيله نقليه‌اي آسيب نرسيد و در موقع فرود موجب مسدود شدن جاده يا ترافيك نشد.

رمضاني با بيان اينكه اين هواپيما متعلق به شركتي از بخش خصوصي و آموزشي است اظهار داشت: براي ايجاد امنيت و تصميم بعدي جهت رفع نقص، اين هواپيما به فرودگاه رشت منتقل شده‌است.

توجه  توجه

به آن دسته از کسانی که آدرس این شرکت خصوصی و آموزشی مورد نظر در خبر فوق را می دادند هر چه سریعتر به ما اطلاع دهند .هر چند که این ریسک وجود دارد که بقیه هواپیماهای این شرکت هم در حین آموزش  دچار نقص فنی شوند اما ارزش دارد که ازکرج تا رشت آدم را آموزش بدهند!

 

بدون نظر !

رييس اداره بازرگاني بندرانزلي گفت : دو كارخانه شير گيلان كه تامين شير يارانه‌اي انزلي را به عهده دارند به علت تخلف محكوم به پرداخت جريمه شدند.

به گفته وي در نمونه‌برداري‌هاي انجام شده‌از توليدات شير اين دو كارخانه مشخص شد كه در هر ليتر شير ‪ ۹درصد آب مخلوط شده است.

 

 

طرح جامع قطار شهري در رشت شروع شد

خبرگزاري فارسبه نقل از شهردار رشت  از اتمام طرح مطالعات جامع ترافيك و حمل و نقل ريلي در رشت خبر داد و گفت: رشت سومين شهري است كه طرح جامع قطار درون شهري در آن آغاز شده است.

 نامه سرگشاده به  شهردار :

جناب آقای ساغری شهردار محترم شهر رشت  از خدمات ارزنده شما در جهت راه انداختن قطار شهری خیلی خیلی ممنون و متشکریم اما تمنا داریم که قبلا به این آسفالت و کوچه های کنده کاری شده شهر هم نظری داشته باشید تاما وقتی با پای پیاده می رویم با سر به زمین نخوریم حال بماند کمک های این ماشین های که با هزار لیزینگ و میزینگ (برای جور شدن قافیه بود به دل نگیرید ) تهیه کرده ایم!

با تشکر یک شهروند

 

اعتراض اعضای شورای شهر به استفاده ابزای از زبان گیلکی

 

در خبرها آمده بود که کمیسیون فرهنگی _اجتماعی شورای شهر رشت مقرر کرده ضمن تقدیر از برنامه های مطلوب صدا و سیمای مرکز ی و شبکه باران به استفاده ابزاری از زبان گیلکی توسط نویسندگان برنامه های خاصه داستانی صدا و سیما اعتراض نماید .(گیلان امروز شماره 1807)

اول اینکه خیلی خیلی خیلی شادمان شدیم که بلاخره یک نهاد رسمی این استان توجه اش به «بحران »کارکرد  گویش گیلکی در صدا و سیما جلب شد اما فکر نمی کنیدبه کار بردن  تقدیر و اعتراض در این خبر کمی تا اندکی یک جورایی باشد ....

تا بعد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/22ساعت   توسط مینا قدیم   | 

درباره خودم

یکی از دوستان در بخش نظرات نوشته قبلی از من خواستن که خودم و فعالیت هایی رو که انجام دادم معرفی کنم البته خودشون هم زحمت کشیدن و یه چیزایی در موردم نوشتن اما آنچه که در ادامه می خوانید مختصری درباره خودم هست :

گيلاني هستم متولد 1361 رشت .اما 22 سال در يكي از روستاهاي نزديك رشت به اسم گيساوندان زندگي مي كردم تحصيل در روستايمان خيلي سخت بود اما ادامه دادم .ديپلمم را در مدرسه دهخدا رشت گرفتم و اولين سال شركت در كنكور در رشته مديريت بازرگاني دانشگاه پيام نور مركز رشت قبول شدم . سال 81 ،ترم سوم دانشگاه بودم كه همزمان كارآموزي در نشريه  محلي گيلان امروز رو آغاز كردم .از همان روزهاي اول به عنوان خبرنگار عضو تحريريه اين روزنامه شدم  .تا سال 83 كه در  اين روزنامه بودم  به عنوان خبرنگار بخش فرهنگي ،معاون بخش فرهنگي ، دبير صفحه بخش فرهنگي   كار كردم. و در اين مدت از دانشگاه ترك تحصيل كردم .سال 83 به اتفاق آقاي فرشاد قربانپور و بابك مهديزاده  هفته نامه ي گيلان بهتر را به راه انداختيم و بيش از يك سال به عنوان عضو شوراي سياست گذاري و دبير صفحات  اجتماعي و فرهنگي كار كردم .در همين سال به دليل مشكلات مالي پيشنهاد كار در  يكي از ادارات استان را پذيرفتم . تابستان سال 84  سردبيري گيلان بهتر هم  به من واگذار شد تا تير ماه 85 كه بنا به دلايل زياد اين نشريه به گروه ديگري واگذار شد.در حال حاضر دانشجوي ترم دوم رشته حقوق قضايي هستم و در اداره هم رييس اداره روابط عمومي . علاقه اي به ماندن در اداره ندارم اما به دليل مشكلات مالي  و جرياني كه در كار روزنامه نگاري به وجود آمده ترجيح دادم فعلا تا بهتر شدن شرايط  در كار فعلي بمانم . براي فرار از دلتنگي ننوشتن به اين وبلاگ پناه آوردم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/16ساعت   توسط مینا قدیم   | 

چند چیز و چند چیز

پیدا کنید سیب فروش را !

می خواهم بدون مقدمه بروم سر اصل مطلب.یادتان هست قبل از عید اعلام شده  برای کنترل قیمت ها در شب  عید میوه وارد بازار کنند .ما که تا خود سیزده بدرش نتوانستیم میوه ارزانتر از قیمت قبل از عید گیر بیاوریم البته ناگفته نماند یک روز موقع پیاده روی در شهردر میدان صیقلان پرده سفید رنگی دیدم که رویش نوشته شده بود محل عرضه نمی دانم چی ،چی /سیب 650 تومان  مساله اصلی اینجاست که حوالی آن پرده هر چقدر دنبال خود میوه سیب و فروشنده گشتیم  چیزی ندیدم فلسفه آ ن پرده چه بود ا...اعلم .

عید نوروزمردم و کریسمس شهرداری

هفته دوم عید بود .روزی از پیادروی منتهی به ساختمان شهرداری می گذشتیم که چشممان به جمال دو کاج که در دو طرف درب ورودی  این ساختمان قرار گرفته بود ،روشن شدواز قضا در همان لحظه  گوشمان نیز صدای پسرکی با موهای سیخ سیخی را شنید که می گفت « شهرداری ما عید نوروز را با کریسمس اشتباه گرفته »خوب که دقت کردم موضوع به نظرم جالب و قابل بحث آمد .به نظر شما می شود این دو کاج را به نوعی گاف شهرداری رشت قلمداد کرد نانوایی کشیک نوروزی

این عکس که احتمالا به دلیل مشکلات چاپی چیزی از آن پیدا نخواهد بود 4بعد از ظهر یکی از روزهای سال نو گرفته شده .عکس یک نانوایی است که درش قفل خورده وچراغ هایش خاموش است .برای اینکه  هم شما را راحت کنم و هم خودم را   می گویم تعطیل است .موضوع جالب توجه پرده ای بود که  بالای این نانوایی نصب شده بود و  روی آن  نوشته شده بود «نانوایی کشیک نوروزی ».

 

جنایت بزرگ

این چند نفری که در عکس می بینید با داس افتاده اند به جان آن  درخت بیچاره ،نه جنگلنشین هستند و نه جنگلبان بلکه مسافران یک پارک جنگلی هستند که آمده بودند سیزده خودشان را بدر کنند .حالا اینکه این پارک نگهبانش  کجاست در چند ساعتی که در محل جنایت بودیم پیدایش نکردیم!

  

سال خوک

بالاخره سگ با تمام دلهره ها و اضطراب ها و بی اعتمادیش سال را به پایان رساند و برای یک استراحت طولانی دوازده ساله ما را ترک کرد و فرصت نفس راحت کشیدن پیدا کردیم. بر مبنای گاه شماری های شرقی ها سال ۱۳۸۶ ( ۲۰۰۷ ) سال خوک است.
هرچه نگرانی در سال های های قبل بود در سال خوک جایش را به آرامش و شادی و راحتی می دهد.راستی یک چیز جالب !نمی دانم دقت کرده اید یا نه که تلوزیون امسال هیچ اشاره ای به این موضوع نداشت .نکند واقعا این موضوع خط قرمز شده باشد ما خبر نداشته باشیم !!

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/15ساعت   توسط مینا قدیم   | 

شروعی دوباره برای هزارمین بار

چند وقتی هست که تصمیم گرفتم دوباره بنویسم .البته منظورم وبلاگ نویسیه .شاید یکی از دلایلی که باعث شده وقفه کمی (کمی که نه خیلی زیاد) توی این کارم پیش بیاد اولا مشغله زیاد و بیشتر از آن دور شدن از جمع همکارهای خبرنگارم بوده .به هر ترتیب امروز که ۱۵ فروردین سال ۱۳۸۶ باشه تصمیم گرفتم تا آنجایی که می تونم هر صبح اول وقت وبلاگم رو آبدیت کنم .البته ناگفته نماند که نظرات دوستان وخوانندگان این وبلاگ درتداوم این تصمیم خیلی کمک می کنه . ناگفته نمونه که من بین همکارام معروفم به «دائم الانصراف» .  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/15ساعت   توسط مینا قدیم   | 

.....

.......
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/15ساعت   توسط مینا قدیم   | 

.......................

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/14ساعت   توسط مینا قدیم   |